كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

335

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

قدردانى شد جبران نمود . او قول داد كه مدينه تا آخر عمر منزل او باقى خواهد ماند ، و با اين سخن در حالىكه اشك همه مسلمانان جارى بود آخرين دعاى خود را چنين خواند : آيا شما نگران از دست دادن منافعى هستيد كه من با بخشش آن به اين مردم آنان را به اسلام مىخوانم در حالىكه نسبت به اسلام شما هيچ شكى ندارم ؟ آيا راضى نيستيد كه اين مردم گله‌هاى احشام را با خود ببرند ، در حالىكه شما پيامبر خدا را با خود همراه مىبريد . به خدائى كه جان محمد ( ص ) به دست اوست ، اگر به خاطر مهاجرين نبود ، من خود نيز يكى از انصار مىگرديدم . اگر همه مسلمانان به يك راه رفته و انصار به راه ديگر ، من حتما راه انصار را انتخاب مىكردم . خداوند رحمت خود را شامل انصار ، فرزندان آنان و فرزندان آنان بگرداند . 51 انصار ، با اين سخنرانى احساس آرامش و رضايت نمودند . محمد ( ص ) ، پس از تسليم و قبول اتحاد با هوازن و جمع‌آورى سپاه خود ، حج عمره ديگرى به جاى آورده و به مدينه بازگشت . سيستم قبيلگى براساس تقسيم و حفظ قدرت هر گروه برنامه‌ريزى گرديده بود . منطق انتقام‌گيرى اين برنامه را محافظت مىنمود . اگر از قبيله‌اى كسى كشته مىشد سعى مىشد قبيله مهاجم هم به همان اندازه ضعيف گردد . اما حال محمد ( ص ) قدرتمندتر از آن شده بود كه از چنين سيستمى پيروى كند . پس مىتوانست صلح را بر سراسر عربستان حاكم نمايد . قبائل صحراگرد ديگر چاره‌اى نداشتند ، يا بايد به امت بپيوندند يا در رديف بازيچه‌هاى مسلمانان قرار گيرند . در طول دو سال بعد ، قبائل يكى پس از ديگرى به مدينه وارد شده و قول مىدادند كه بت‌هاى خود را نابود كرده ، در هنگام جنگ به يارى امت آمده ، به مسلمانان و متحدين آنها حمله نكرده و ذكات نيز بپردازند . بعضى از آنان قلبا و گروهى نيز به ظاهر به اسلام مىگرويدند و محمد ( ص ) به خوبى هر دو گروه را احساس كرده و مىشناخت . هنوز هم او سعى نمىكرد با فشار و محدوديت مذهبى مردم را به اسلام دعوت نمايد ، بلكه اميدوار بود كه اتحاد سياسى در نهايت به گرويدن آنان به اسلام منجّر شود . محمد ( ص ) به تنهايى موفق شده بود صلح اسلامى را برقرار نمايد . اما جنگ و لشگركشى قسمتى از زندگى اعراب را تشكيل مىداد . و تجاوز عادت موروثى آنان بود . به همين دليل محمد ( ص ) فكر مىكرد كه اگر بخواهد اين صلح پايدار بماند ، بايد نيروى قوىترى را براى اثبات و اتحاد اعراب وارد عمل نمايد . با زياد شدن تعداد متحدين كه نتيجه آن كاهش حمله براى به دست آوردن